نثر · شماره 9
مخلوق را در آن محل ننهیم که سخن ایشان شنوم، یا حدیث ایشان گویم.» والله اعلم.
شاعرهجویریقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 6
یعنی بده ای دوست مرا تا چشم ببیند و دست ببساود و کام بچشد و بینی ببوید، آنک یک حاست را از آن نصیب نباشد، پس بگوی این خمر است تا گوش نیز نصیب یابد تا همه حواس من اندر بند آن شوند و از آن لذت یابند.
# - 7
و گویند: سماع آلت حضور است؛ که غایب خود غایب است و غایب منکر بود و منکر اهل آن نباشد.
# - 8
پس سماع بر دو گونه باشد: یکی به واسطه و دیگر بی واسطه. آن چه از قاری شنود آلت غیبت باشد آن چه از باری شنود آلت حضور و از آن بود که آن پیر گفت.
# - 9
مخلوق را در آن محل ننهیم که سخن ایشان شنوم، یا حدیث ایشان گویم.» والله اعلم.
انتخابشده - 10
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 9 از «باب اختلافهم فی السماع» است.