مصرع نخست · شماره 1
بدان که سماع وارد حق است و تزکیت جد از هزل و لهو است؛ و به هیچ حال طبع مبتدی قابل حدیث حق نباشد و به ورود آن معنی ربانی مر طبع را زیر و زبری باشد و حرقت و قهر؛ چنان که گروهی اندر سماع بیهوش شوند و گروهی هلاک گردند و هیچ کس نباشد الا که طبع او از حد اعتدال بیرون شود و این را برهان ظاهر است.
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 1
بدان که سماع وارد حق است و تزکیت جد از هزل و لهو است؛ و به هیچ حال طبع مبتدی قابل حدیث حق نباشد و به ورود آن معنی ربانی مر طبع را زیر و زبری باشد و حرقت و قهر؛ چنان که گروهی اندر سماع بیهوش شوند و گروهی هلاک گردند و هیچ کس نباشد الا که طبع او از حد اعتدال بیرون شود و این را برهان ظاهر است.
انتخابشده - 2
و معروف است که اندر روم چیزی ساخته اند اندر بیمارستانی، سخت عجیب، که آن را «انگلیون» خوانند و اندر هر چیزی که عجایب باشد بسیار یونانیان بدین نام خوانند آن را؛ چنان که صحف را انگلیون خوانند و آن وضع مانی را و مانند آن را و مراد از این نه اظهار حکم آن است و آن مثال رودی است از رودها و اندر هفته ای دو روز بیماران را اندر آن جا برند و آن بفرمایند زدن و بر مقدار علت، آن بیمار را آواز آن بشنوانند آنگاه ورا از آن جا بیرون آرند. و چون خواهند که کسی را هلاک کنند زمانی بیشتر آن جا بدارند تا هلاک شود و به حقیقت آجال مکتوب است اما مرگ را اسباب باشد و آن اطبا پیوسته می شنوند و اندر ایشان هیچ اثر نکند؛ از آن چه آن موافق است با طبع ایشان و مخالف به طبع مبتدیان.
# - 3
و اندر هندوستان دیدم که اندر زهر قاتل کرمی پدید آمده بود و زندگی وی بدان بود؛ از آن چه کلیت وی همه آن بود.
# - 4
و اندر ترکستان دیدم به شهری به سرحد اسلام که آتش اندر کوهی افتاده بود و می سوخت و از سنگ های آن نوشادر بیرون می جوشید و اندر آن آتش موشی بود که چون از آتش بیرون آمدی هلاک شدی.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 1 از «فصل» است.