مصرع دوم · شماره 6
و معروف است که جنید را مریدی بوده است که اندر سماع اضطراب بسیار کردی و درویشان بدان مشغول شدندی پیش شیخ رضی الله عنهشکایت کردند. وی را گفت: «بعد از این اگر اندر سماع اضطراب کنی نیز من با تو صحبت نکنم.» بومحمد جریری گوید: «در سماعی من اندر وی نگاه می کردم. لب بر هم نهاده بود و خاموش می بود تا از هر مویی از اندام وی چشمه ای بگشاد تا هوش از وی بشد و یک روز بیهوش بود. پس من ندانم تا وی اندر سماع درست تر بود، یا حرمت پیر بر دلش قوی تر.»
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 3
و اندر هندوستان دیدم که اندر زهر قاتل کرمی پدید آمده بود و زندگی وی بدان بود؛ از آن چه کلیت وی همه آن بود.
# - 4
و اندر ترکستان دیدم به شهری به سرحد اسلام که آتش اندر کوهی افتاده بود و می سوخت و از سنگ های آن نوشادر بیرون می جوشید و اندر آن آتش موشی بود که چون از آتش بیرون آمدی هلاک شدی.
# - 5
و مراد به جز این است از این جمله، که اضطراب مبتدی اندر حلول وارد حق تعالی بدو از آن می باشد که حس وی مر آن را مخالف است چون آن متواتر شود اندر آن ساکن شود. ندیدی که چون جبرئیل اندر ابتدا بیامد پیغمبر علیه السلام طاقت رویت وی نداشت، و چون به نهایت رسید اگر یک نفس دیرتر آمدی تنگدل شدی؟ و این را شواهد بسیار است و این حکایت هم دلیل اضطراب مبتدیان است و هم برهان سکون منتهیان اندر سماع.
# - 6
و معروف است که جنید را مریدی بوده است که اندر سماع اضطراب بسیار کردی و درویشان بدان مشغول شدندی پیش شیخ رضی الله عنهشکایت کردند. وی را گفت: «بعد از این اگر اندر سماع اضطراب کنی نیز من با تو صحبت نکنم.» بومحمد جریری گوید: «در سماعی من اندر وی نگاه می کردم. لب بر هم نهاده بود و خاموش می بود تا از هر مویی از اندام وی چشمه ای بگشاد تا هوش از وی بشد و یک روز بیهوش بود. پس من ندانم تا وی اندر سماع درست تر بود، یا حرمت پیر بر دلش قوی تر.»
انتخابشده - 7
و گویند که مریدی اندر سماع نعره ای بزد. پیر ورا گفت: «خاموش.» وی سر بر زانو نهاد و چون نگاه کردند مرده بود.
# - 8
و از شیخ بومسلم فارس بن غالب الفارسی رضی عنه شنیدم که گفت: «درویشی اندر سماع اضطرابی می کرد یکی دست بر سر وی نهاد که: بنشین. نشستن همان بود و رفتن از دنیا همان.
# - 9
و جنید رضی الله عنه می گوید که: «دیدم درویشی را که اندر سماع جان بداد.»
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 6 از «فصل» است.