کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع دوم · شماره 12

کان منی لک یبذل

چهرهٔ هجویریشاعر
اثرفصل
قالبسایر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 9

    و جنید رضی الله عنه می گوید که: «دیدم درویشی را که اندر سماع جان بداد.»

    #
  2. 10

    و دقی روایت کند از دراج که او گفت: من با ابن الفوطی بر لب دجله می رفتیم میان بصره و ابله. به کوشکی فرا رسیدیم نیکو. مردی بر آن در نشسته بود و کنیزکی در پیش او نشسته که وی را می غنا کرد و می گفت:

    #
  3. 11

    فی سبیل الله ود

    #
  4. 12

    کان منی لک یبذل

    انتخاب‌شده
  5. 13

    کل یوم تتلون

    #
  6. 14

    غیر هذا بک اجمل

    #
  7. 15

    و جوانی را دیدم اندر زیر دیوار کوشک استاده، با مرقعه ای و رکوه ای. گفت: «ای کنیزک، به خدای تو بر تو، که این بیت بازگوی؛ که از زندگانی من یک نفس بیش نمانده است؛ تا باری جان به استماع این بیت برآید.» کنیزک دیگر باره بازگفت. آن جوان نعره ای بزد. جان از وی جدا شد خداوندۀ کوشک مر کنیزک را گفت که: «تو آزادی.» و خود فرود آمد به جهاز وی مشغول شد، و همه اهل بصره بر وی نماز کردند. پس آن مرد بر پای خاست و گفت: «یا اهل بصره، من که فلان بن فلانم همه املاک خود سبیل کردم و ممالیک آزاد کردم.» هم از آن جا برفت و کس خبر آن نیافت.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 12 از «فصل» است.