کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 8

و از جنید رضی الله عنه می آید که: جریری را گفت، اندر حال ابتدای توبۀ وی که: «اگر سلامت دین خواهی و رعایت توبه کنی، اندر سماع صوفیان که کنند منگر و مشو و خود را اهل آن مدان تا جوانی و چون پیر شدی مردمان را بزهکار مکن.»

چهرهٔ هجویریشاعر
اثرفصل
قالبسایر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 5

    ابوالحارث گوید: از آنگاه ارادت سماع از دلم نفی شد و من از آن غبن عظیم تشویر زده گشتم.

    #
  2. 6

    و من که علی بن عثمان الجلابی ام از شیخ ابوالعباس شقانی رحمه الله شنیدم که گفت: روزی در مجمعی بودم که گروهی سماع می کردند دیوان دیدم برهنه اندر میان ایشان پای بازی می کردند و من به تعجب حال ایشان مانده بودم که در می دمیدند و ایشان بدان گرم تر می شدند.

    #
  3. 7

    و گروهی دیگرند که از خوف و خطر مریدان که تا اندر بلا و بطالت نیفتند و بدیشان تقلید نکنند و از سر توبه با سر معصیت باز نیایند و هوی اندر ایشان قوت نگیرد وهوس مر عزیمت صلاح ایشان را فسخ نکند که معرض بلا و مایۀ فتنه است، سماع نکردند و اندر میان ایشان ننشستند.

    #
  4. 8

    و از جنید رضی الله عنه می آید که: جریری را گفت، اندر حال ابتدای توبۀ وی که: «اگر سلامت دین خواهی و رعایت توبه کنی، اندر سماع صوفیان که کنند منگر و مشو و خود را اهل آن مدان تا جوانی و چون پیر شدی مردمان را بزهکار مکن.»

    انتخاب‌شده
  5. 9

    گروهی دیگر گفتند که: اهل سماع بر دو فرقت اند: یکی لاهی و دیگر الهی. لاهی در عین فتنه باشد و از آن نترسد و الهی به ریاضات و مجاهدات و به انقطاع دل از مخلوقات و اعراض سر از مکونات فتنه از خود دور کرده باشد و از آن ایمن شده چون ما نه از این گروه باشیم نه از آن، ترک آن ما را بهتر و مشغول شدن به چیزی که موافق وقت ماست اولی تر.

    #
  6. 10

    و گروهی دیگر گفتند: چون عوام را اندر سماع فتنه است و از شنیدن ما اعتقاد مردمان می مشوش شود واز درجت ما اندر محجوب اند و به ما می بزهکار شوند، پس بر عامه می شفقت کنیم و مر خاص را نصیحت کنیم و بر وقت غیرت، دست از آن بداریم و این طریقی پسندیده است.

    #
  7. 11

    و گروهی گفتند که: پیغمبر علیه السلام گفت: «من حسن اسلام المرء ترکه مالایعنیه.» دست از چیزی بداریم که از آن گزیرد. آن چه به ما لایعنی مشغول شوند تضییع وقت باشد ووقت دوستان با دوستان عزیز باشد، ضایع نباید کرد.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 8 از «فصل» است.