نثر · شماره 6
گروهی گفتند که: وجود صفت مریدان است و وجد نعت عارفان چون درجت عارف از مرید بلندتر بود باید که صفت این از آن کامل تر بود؛ از آن چه هر چیزی که اندر تحت یافت درآمد مدرک شد و آن صفت جنس است؛ از آن چه ادراک، حد اقتضا کند و خداوند تعالی بی حد است. پس آن چه یافت بنده شود به جز مشربی نبود و آن چه نیافت طالب و اندر آن منقطع شد واز طلب آن عاجز گشت واجد آن حقیقت حق باشد.
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 3
و کیفیت وجد اندر تحت عبارت نیاید،از آن چه آن الم است اندر مغایبه و الم را به قلم بیان نتوان کرد. پس وجد سری باشد میان طالب و مطلوب که بیان آن اندر کشف آن غیبت بود و به کیفیت وجود بیان اشارت درست نیاید؛ از آن چه آن طرب است اندر مشاهدت، و طرب را به طلب اندر نتوان یافت. پس وجود فضلی باشد از محبوب به محب، اشارت از حقیقت آن معزول بود.
# - 4
و به نزدیک من وجد اصابت المی باشد مر دل را یا از فرح یا از ترح، یا از طرب یا از تعب. و وجود ازالت غمی از دل و مصادفت مراد آن و صفت واجد اما حرکت بود اندر غلیان شوق اندر حال حجاب، و اما سکون اندر حال مشاهدت اندر حال کشف، اما زفیر و اما نفیر اما انین و اما حنین، اما عیش و اما طیش اما کرب و اما طرب.
# - 5
و مختلف اند مشایخ تا وجد تمام تر یا وجود.
# - 6
گروهی گفتند که: وجود صفت مریدان است و وجد نعت عارفان چون درجت عارف از مرید بلندتر بود باید که صفت این از آن کامل تر بود؛ از آن چه هر چیزی که اندر تحت یافت درآمد مدرک شد و آن صفت جنس است؛ از آن چه ادراک، حد اقتضا کند و خداوند تعالی بی حد است. پس آن چه یافت بنده شود به جز مشربی نبود و آن چه نیافت طالب و اندر آن منقطع شد واز طلب آن عاجز گشت واجد آن حقیقت حق باشد.
انتخابشده - 7
و گروهی گویند: وجد حرقت مریدان باشد ووجود تحفۀ محبان. درجت محبان بلندتر از مریدان باشد باید تا آرام با تحفه تمام تر باشد از حرقت اندر طلب و این معنی کشف نگردد جز اندر حکایتی و آن آن است که روزی شیخ ابابکر شبلی رحمه الله علیه اندر غلیان حال خود به نزدیک جنید رضی الله عنه آمد وی را یافت اندوهگین. گفت: «ایها الشیخ، چه بوده است؟» جنید گفت، رضی الله عنه: «من طلب وجد.» وی گفت: «لا، بل من وجد طلب.»
# - 8
آنگاه مشایخ اندر این سخن گفتند: از آن که یکی نشان از وجد داد وآن دیگر اشارت به وجود کرد و به نزدیک من معتبر قول جنید است رضی الله عنه از آن چه چون بنده بشناخت که معبود او از جنس او نیست اندوه وی دراز گردد و اندر این سخن رفته است در این کتاب.
# - 9
و متفق اند مشایخ رضی الله عنهم که: سلطان علم قوی تر باید از سلطان وجد و از آن چه چون قوت مر سلطان وجد را باشد واجد بر محل خطر باشد و چون سلطان علم را بود در محل امن باشد و مراد از این جمله آن است که اندر همه احوال باید که طالب متابع علم و شرع باشد چون به وجد مغلوب باشد خطاب از وی برخیزد و چون خطاب برخاست ثواب وعقاب برخیزد و چون ثواب و عقاب برخاست کرامت و اهانت برخیزد. آنگاه حکم وی حکم مجانین بود نه از آن اولیا و مقربان و چون سلطان علم غالب باشد بر سلطان حال، بنده اندر کنف اوامر و نواهی بود و اندر سراپردۀ خود همیشه مشکور؛ و باز چون سلطان حال غالب بود بر سلطان علم، بنده از حدود خارج بود و از خطاب محروم اندر محل نقص خود، اما معذور و اما مغرور.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 6 از «باب الوجد و الوجود و التواجد ومراتبه» است.