نثر · شماره 12
و اندر حکایات مشهور است که جنید و محمد بن مسروق وابوالعباس بن عطارضی الله عنهم مجتمع بودند قوال بیتی برخواند، ایشان تواجد می کردند وی ساکن می بود. گفتند: «ایها الشیخ، تو را از این سماع هیچ نصیب نمی باشد؟» وی برخواند قوله، تعالی: «تحسبها جامده و هی تمر مر السحاب (۸۸/النمل).»
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 9
و متفق اند مشایخ رضی الله عنهم که: سلطان علم قوی تر باید از سلطان وجد و از آن چه چون قوت مر سلطان وجد را باشد واجد بر محل خطر باشد و چون سلطان علم را بود در محل امن باشد و مراد از این جمله آن است که اندر همه احوال باید که طالب متابع علم و شرع باشد چون به وجد مغلوب باشد خطاب از وی برخیزد و چون خطاب برخاست ثواب وعقاب برخیزد و چون ثواب و عقاب برخاست کرامت و اهانت برخیزد. آنگاه حکم وی حکم مجانین بود نه از آن اولیا و مقربان و چون سلطان علم غالب باشد بر سلطان حال، بنده اندر کنف اوامر و نواهی بود و اندر سراپردۀ خود همیشه مشکور؛ و باز چون سلطان حال غالب بود بر سلطان علم، بنده از حدود خارج بود و از خطاب محروم اندر محل نقص خود، اما معذور و اما مغرور.
# - 10
و بعین این معنی قول جنید است رضی الله عنه که گفت: «راه دو است: یا به علم یا به روش. روش که بی علم بود اگرچه نیکو بود جهل و نقص باشد، و علم اگرچه بی روش بود عز و شرف.» و از آن بود که بویزید رضی الله عنه گفت: «کفر اهل الهمه اشرف من اسلام اهل المنیه.» بر اهل همت کفران صورت نگیرد، اما اگر تقدیر کنند اهل همت با کفر کامل تر باشند از اهل منیت با ایمان.
# - 11
و جنید مر شبلی را گفت، رحمه الله علیهما: «الشبلی سکران ولو افاق من سکره لجاء منه امام ینتفع به.»
# - 12
و اندر حکایات مشهور است که جنید و محمد بن مسروق وابوالعباس بن عطارضی الله عنهم مجتمع بودند قوال بیتی برخواند، ایشان تواجد می کردند وی ساکن می بود. گفتند: «ایها الشیخ، تو را از این سماع هیچ نصیب نمی باشد؟» وی برخواند قوله، تعالی: «تحسبها جامده و هی تمر مر السحاب (۸۸/النمل).»
انتخابشده - 13
اما تواجد تکلف بود اندر اتیان وجد و آن عرضه کردن انعام و شواهد حق بود بر دل و اندیشۀ اتصال و تمنای روش مردان و گروهی اندر آن مترسم اند که تقلید کرده اند به حرکات ظاهر و ترتیب رقص و تزیین اشارات ایشان و این حرام محض باشد و گروهی محقق اند که مرادشان اندر آن، طلب احوال و درجت بزرگان متصوفه است نه حرکات و رسوم؛ لقوله، علیه السلام: «من تشبه بقوم فهو منهم.» و این خبر ناطق است بر اباحت تواجد و از آن بود که آن پیر گفت، رضی الله عنه: «هزار فرسنگ به دروغ بروم تا یک قدم از آن صدق باشد.»
# - 14
و سخن اندر این باب بیش از این اید اما من بر این اختصار کردم و السلام.
# - 15
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 12 از «باب الوجد و الوجود و التواجد ومراتبه» است.