کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 12

رباعی:دارنده چه ترکیب طبایع آراست.باز از چه سبب فکندش اندر کم وکاست؟گر زشت آمد این صور، عیب کراست؟ور نیک آمد، خرابی از بهر چه خاست؟»

چهرهٔ خیامشاعر
قالبترانه

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 9

    کتاب دیگری که خیام شاعر را تحت مطالعه آورده «مرصاد العباد» تالیف نجم الدین رازی می باشد که در سنه ۶۱۰ - ۶۲۱ (هجری) تالیف شده. این کتاب وثیقه بزرگی است زیرا نویسنده آن صوفی متعصبی بوده و از این لحاظ به عقاید خیام به نظر بطلان نگریسته و نسبت فلسفی و دهری و طبیعی به او می دهد و می گوید:

    #
  2. 10

    (ص ۱۸) « ... که ثمره نظر ایمان است و ثمره قدم عرفان. فلسفی و دهری و طبایعی از این دو مقام محروم اند و سر گشته و گم گشته اند. یکی از فضلا که به نزد نابینایان به فضل و حکمت و کیاست معروف و مشهور است و آن عمر خیام است، از غایت حیرت و ضلالت این بیت را می گوید، رباعی:

    #
  3. 11

    در دایره ای کامدن و رفتن ماست،آن را نه بدایت، نه نهایت پیداست؛کس می نزند دمی درین عالم راست،کین آمدن از کجا و رفتن به کجاست!

    #
  4. 12

    رباعی:دارنده چه ترکیب طبایع آراست.باز از چه سبب فکندش اندر کم وکاست؟گر زشت آمد این صور، عیب کراست؟ور نیک آمد، خرابی از بهر چه خاست؟»

    انتخاب‌شده
  5. 13

    (ص ۲۲۷) «... اما آن چه حکمت در میرانیدن بعد از حیات و در زنده کردن بعد از ممات چه بود، تا جواب به آن سرگشته غافل و گم کشته عاطل می گوید:«دارنده چو ترکیب طبایع آراست ...»

    #
  6. 14

    قضاوت این شخص ارزش مخصوصی در شناسانیدن فکر و فلسفه خیام دارد. مولف صوفی مشرب از نیش زبان و فحش نسبت به خیام خود داری نکرده است. البته به واسطه نزدیک بودن زمان، از هر جهت مولف مزبور آشنا تر به زندگی و افکار و آثار خیام بوده، و عقیده خودرا در باره او ابراز می کند. آیا این خود دلیل کافی نیست که خیام نه تنها صوفی و مذهبی نبوده، بلکه بر عکس یکی ازدشمنان ترسناک این فرقه به شمار می آمده؟

    #
  7. 15

    اسناد دیگر در بعضی از کتب قدما مانند، نزهه الارواح، تاریخ الحکماء، آثار البلاد، فردوس التواریخ و غیره درباره خیام وجود دارد که اغلب اشتباه آلود و ساختگی است. و از روی تعصب و یا افسانه های مجعول نوشته شده و رابطه خیلی دور با خیام حقیقی دارد. ما در اینجا مجال انتقاد آن ها را نداریم.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 12 از «مقدمه» است.