کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 21

خدا هم او را می بخشد و رویش درخشیدن می گیرد، و قلبش روشن می شود. بعد می گوید: «خدایا مرا به سوی خودت بخوان!» آن وقت مرغ روح از بدنش پرواز می کند!

چهرهٔ خیامشاعر
قالبترانه

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 18

    ابریق می مرا شکستی ربی،بر من در عیش را ببستی، من می خورم و تو می کنی بد مستی؟خاکم به دهن مگر تو مستی ربی؟

    #
  2. 19

    خدا او را غضب می کند، فورا صورت خیام سیاه می شود و خیام دوباره می گوید:

    #
  3. 20

    ناکرده گناه در جهان کیست؟ بگو،آن کس که گنه نکرده چون زیست؟ بگو؛من بد کنم و تو بد مکافات دهی!پس فرق میان من و تو چیست؟ بگو.

    #
  4. 21

    خدا هم او را می بخشد و رویش درخشیدن می گیرد، و قلبش روشن می شود. بعد می گوید: «خدایا مرا به سوی خودت بخوان!» آن وقت مرغ روح از بدنش پرواز می کند!

    انتخاب‌شده
  5. 22

    این حکایت معجز آسای مضحک بدتر از فحش های نجم الدین رازی به مقام خیام توهین می کند، و افسانه بچگانه ای است که از روی ناشیگری به هم بافته اند. آیا می توانیم بگوییم گوینده آن چهارده رباعی محکم فلسفی که با هزار زخم زبان و نیش خندهای تمسخرآمیزش دنیا و مافیهایش را دست انداخته، در آخر عمر اشک می ریزد و از همان خدایی که محکوم کرده به زبان لغات آخوندی استغاثه می طلبد؟ شاید یک نفر از پیروان و دوستان شاعر برای نگهداری این گنج گرانبها، این حکایت را ساخته تا اگر کسی به رباعیات تند او برخورد به نظر عفو و بخشایش بگوینده آن نگاه کند و برایش آمرزش بخواهد!

    #
  6. 23

    افسانه دیگری شهرت دارد که بعد از مرگ خیام مادرش دایم برای او از درگاه خدا طلب آمرزش می کرده و عجز و لابه می نموده، روح خیام در خواب به او ظاهر می شود و این رباعی را می گوید:

    #
  7. 24

    ای سوخته سوخته سوختنی،ای آتش دوزخ از تو افروختنی؛تاکی گویی که بر عمر رحمت کن؟حق را تو کجا به رحمت آموختنی؟

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 21 از «مقدمه» است.