کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 26

ناآمدگان اگر بدانند که ما، از دهر چه می کشیم، نایند دگر. (۲۸)خرم دل آن که زین جهان زود برفت،

چهرهٔ خیامشاعر
قالبترانه

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 23

    در رباعی دیگر علت پیدایش را در تحت تاثیر چهار عنصر و هفت سیاره دانسته:ای آن که نتیجه چهار و هفتی،وز هفت و چهار دایم اندر تفتی. (۲۹)

    #
  2. 24

    چنان که سابق گذشت بدبینی خیام از سن جوانیش وجود داشته (نمره۱۶) و این بدبینی هیج وقت گریبان او را ول نکرده. یکی از اختصاصات فکر خیام است که پیوسته با غم و اندوه و نیستی و مرگ آغشته است (۱) [۱- نوروز نامه (ص ۹): « ... و دنیا در دل کسی شیرین مباد.» (صفحه ۶۹) همین کتاب: «مردان مرگ را زاده اند.»] و در همان حال که دعوت به خوشی و شادی می نماید لفظ خوشی در گلو گیر می کند. زیرا در همین دم با هزاران نکته و اشاره هیکل مرگ، کفن، قبرستان و نیستی خیلی قوی تر از مجلس کیف و عیش جلو انسان مجسم می شود و آن خوشی یک دم را از بین می برد.

    #
  3. 25

    طبیعت بی اعتنا و سخت کار خود را انجام می دهد. یک دایه خونخوار و دیوانه است که اطفال خود را می پروراند و بعد با خونسردی خوشه های رسیده و نارس را درو می کند. کاش هرگز به دنیا نمی آمدیم، حالا که آمدیم، هر چه زودتر برویم خوشبخت تر خواهیم بود:

    #
  4. 26

    ناآمدگان اگر بدانند که ما، از دهر چه می کشیم، نایند دگر. (۲۸)خرم دل آن که زین جهان زود برفت،

    انتخاب‌شده
  5. 27

    و آسوده کسی که خود نزاد از مادر. (۲۳) (۲) [۲- در رومان پهلوی «یادگار زریران» وزیر گاماسپ می گوید: «خوشبخت کسی که از مادر نزاد و یا اگر زاد مرد و یا هرگز بدین جهان نیامد!» ]

    #
  6. 28

    این آرزوی نیستی که خیام در ترانه های خود تکرار می کند آیا با نیروانه بودا شباهت ندارد؟ در فلسفه بودا دنیا عبارت است از مجموع حوادث به هم پیوسته که تغییرات دنیای ظاهری در مقابل آن یک ابر، یک انعکاس و یا یک خواب پر از تصویرهای خیالی است:احوال جهان و اصل این عمر که هست،خوابی و خیالی و فریبی و دمی است. (۱۹۰)

    #
  7. 29

    اغلب شعرای ایران بدبین بوده اند ولی بدبینی آن ها وابستگی مستقیم با حس شهوت تند و ناکام آنان دارد. در صورتی که در نزد خیام یک جنبه عالی و فلسفی دارد و ماهرویان را تنها وسیله تکمیل عیش و تزیین مجالس خودش می داند و اغلب اهمیت شراب بر زن غلبه می کند. وجود زن و ساقی یک نوع سرچشمه کیف و لذت بدیعی و زیبایی هستند. هیچ کدام را به عرش نمی رساند و مقام جداگانه ای ندارند. از همه این چیزهای خوب و خوش نما یک لذت آنی می جسته. ازین لحاظ خیام یک نفر پرستنده و طرفدار زیبایی بوده و با ذوق بدیعیات خودش چیزهای خوش گوار، خوش آهنگ و خوش منظر را انتخاب می کرده. یک فصل از کتاب «نوروزنامه» در باره صورت نیکو نوشته و این طور تمام می شود: «... و این کتاب را از برای فال خوب بر روی نیکو ختم کرده آمد.» پس خیام از پیش آمدهای ناگوار زندگی شخصی خودش مثل شعرای دیگر مثلا از قهر کردن معشوقه و یا نداشتن پول نمی نالد. درد او یک درد فلسفی و نفرینی است که بر پایه احساس خویس به اساس آفرینش می فرستد. این شورش در نتیجه مشاهدات و فلسفه دردناک او پیدا شده. بدبینی او بالاخره منجر به فلسفه دهری شده. اراده، فکر، حرکت و همه چیز به نظرش بیهوده آمده:

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 26 از «خیام فیلسوف» است.