کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 57

از مطالب فوق به دست می آید که خیام در خصوص ماهیت و ارزش زندگی یک عقیده و فلسفه مهمی دارد. آیا او در مقابل این همه بدبختی و این فلسفه چه خط مشی و رویه ای را پیش می گیرد؟

چهرهٔ خیامشاعر
قالبترانه

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 54

    اما خیام به همین اکتفا نمی کند و ذرات بدن را تا آخرین مرحله نشاتش دنبال می نماید و بازگشت آن ها را شرح می دهد. در موضوع بقای روح معتقد به گردش و استحاله ذرات بدن پس از مرگ می شود. زیرا آن چه که محسوس است و به تمیز درمی آید این است که ذرات بدن در اجسام دیگر دوباره زندگی و یا جریان پیدا می کنند. ولی روح مستقلی که بعد از مرگ زندگی جداگانه داشته باشد نیست. اگر خوشبخت باشیم، ذرات تن ما خم باده می شوند و پیوسته مست خواهند بود، و زندگی مرموز و بی اراده ای را تعقیب می کنند. همین فلسفه ذرات سرچشمه درد و افکار غم انگیز خیام می شود. در گل کوزه، در سبزه، در گل لاله در معشوقه ای که با حرکات موزون به آهنگ چنگ می رقصد، در مجالس تفریح و در همه جا ذرات تن مهرویان را می بیند که خاک شده اند، ولی زندگی غریب دیگری را دارند. زیرا در آن ها روح لطیف باده در غلیان است.

    #
  2. 55

    در این جا شراب او با همه کنایات و تشبیهات شاعرانه ای که در ترانه هایش می آورد یک صورت عمیق و مرموز به خود می گیرد. شراب در عین حال که تولید مستی و فراموشی می کند، در کوزه حکم روح را در تن دارد. آیا اسم همه قسمت های کوزه تصغیر همان اعضای بدن انسان نیست مثل: دهنه، لبه، گردنه، دسته، شکم... و شراب میان کوزه روح پر کیف آن نمی باشد؟ همان کوزه که سابق بر این یک نفر ماهرو بوده! این روح پرغلیان زندگی دردناک گذشته کوزه را روی زمین یادآوری می کند! از این قرار کوزه یک زندگی مستقل پیدا می کند که شراب به منزله روح آن است.(۱) [۱- این گونه تشبیه زیاد در افکار خیام دیده می شود. مثلا در نوروزنامه (ص ۴۰) در مورد کمان می گوید: «... و به یک روی کمان بر صورت مردم نگاشته است از رگ و استخوان و پی و پوست و گوشت، و زه وی چون جان وی بود که به وی زنده است، با جان که از هنرمند بیابد.» ]

    #
  3. 56

    لب بر لب کوزه بردم از غایت آز. (۱۳۹)این دسته که بر گردن او می بینی،دستی است که بر گردن یاری بوده است. (۷۲)

    #
  4. 57

    از مطالب فوق به دست می آید که خیام در خصوص ماهیت و ارزش زندگی یک عقیده و فلسفه مهمی دارد. آیا او در مقابل این همه بدبختی و این فلسفه چه خط مشی و رویه ای را پیش می گیرد؟

    انتخاب‌شده
  5. 58

    در صورتی که نمی شود به چگونگی اشیا پی برد، در صورتی که کسی ندانسته و نخواهد دانست که از کجا می آییم و به کجا می رویم و گفته های دیگران مزخرف و تله خربگیری است. درصورتی که طبیعت آرام، بی اعتنا وظیفه

    #
  6. 59

    خودش را انجام می دهد و همه کوشش های ما در مقابل او بیهوده است و تحقیقات فلسفی غیر ممکن می باشد، در صورتی که اندوه و شادی ما نزد طبیعت یکسان است و دنیایی که در آن مسکن داریم پر از درد و شر همیشگی است و زندگی هراسناک ما یک رشته خواب، خیال، فریب و موهوم می باشد، در صورتی که پادشاهان بافر و شکوه گذشته با خاک نیستی هم آغوش شده اند، و پریرویان ناکامی که به سینه خاک تاریک فرورفته اند ذرات تن آن ها در تنگنای گور از هم جدا می شود و در نباتات و اشیا زندگی دردناکی را دنبال می کند. آیا همه این ها به زبان بی زبانی سستی و شکنندگی چیزهای روی زمین را به ما نمی گویند؟ گذشته به جز یادگار درهم و رویایی بیش نیست، آینده مجهول است. پس همین دم را که زنده ایم، این دم گذرنده که به یک چشم به هم زدن در گذشته فرومی رود، همین دم را دریابیم و خوش باشیم. این دم که رفت دیگر چیزی در دست ما نمی ماند، ولی اگر بدانیم که دم را چگونه بگذرانیم! مقصود از زندگی کیف و لذت است. تا می توانیم باید غم و غصه را از خودمان دور بکنیم، معلوم را به مجهول نفروشیم و نقد را فدای نسیه نکنیم. انتقام خودمان را از زندگی بستانیم پیش از آن که در چنگال او خرد بشویم!

    #
  7. 60

    بربای نصیب خویش کت بربایند. (۴۵) باید دانست هرچند خیام از ته دل معتقد به شادی بوده ولی شادی او همیشه با فکر عدم و نیستی توام است. از این رو همواره معانی فلسفه خیام در ظاهر دعوت به خوش گذرانی می کند اما در حقیقت همه گل و بلبل، جام های شراب، کشتزار و تصویرهای شهوت انگیز او جز تزیینی بیش نیست، مثل کسی که بخواهد خودش را بکشد و قبل از مرگ به تجمل و تزیین اطاق خودش بپردازد. ازین جهت خوشی او بیشتر تاثرآور است. خوش باشیم و فراموش بکنیم تا خون، این مایع زندگی، که از هزاران زخم ما جاری است نبینیم!

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 57 از «خیام فیلسوف» است.