نثر · شماره 6
به خاک بر مرو ای آدمی به نخوت و ناز، که زیر پای تو همچون تو آدمیزاد است. (۶۳)عجیب نیست از خاک اگر گل شکفت،که چندین گل اندام در خاک خفت! (۵۸)سعدیا دی رفت و فردا همچنان موجود نیست.در میان این و آن فرصت شمار امروز را.(۱۲۰)
شاعرخیامدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 3
ترانه های خیام به قدری ساده، طبیعی و به زبان دلچسب ادبی و معمولی گفته شده که هرکسی را شیفته آهنگ و تشبیهات قشنگ آن می نماید، و از بهترین نمونه های شعر فارسی به شمار می آید. قدرت ادای مطلب را به اندازه ای رسانیده که گیرندگی و تاثیر آن حتمی است و انسان به حیرت می افتد که یک عقیده فلسفی مهمی چگونه ممکن است در قالب یک رباعی بگنجد و چگونه می توان چند رباعی گفت که از هر کدام یک فکر و فلسفه مستقل مشاهده بشود و در عین حال با هم همآهنگ باشد. این کشش و دلربایی فکر خیام است که ترانه های او را در دنیا مشهور کرده، وزن ساده و مختصر شعری خیام خواننده را خسته نمی کند و به او فرصت فکر می دهد.
# - 4
خیام در شعر پیروی از هیچ کس نمی کند. زبان ساده او به همه اسرار صنعت خودش کاملا آگاه است و با کمال ایجاز، به بهترین طرزی شرح می دهد. در میان متفکرین و شعرای ایرانی که بعد از خیام آمده اند، برخی از آن ها به خیال افتاده اند که سبک او را تعقیب بکنند و از مسلک او پیروی بنمایند. ولی هیچ کدام از آن ها نتوانسته اند به سادگی و گیرندگی و به بزرگی فکر خیام برسند. زیرا بیان ظریف و بی مانند او با آهنگ سلیس مجازی کنایه دار او مخصوص به خودش است. خیام قادر است که الفاظ را موافق فکر و مقصود خودش انتخاب بکند. شعرش با یک آهنگ لطیف و طبیعی جاری و بی تکلف است، تشبیهات و استعاراتش یک ظرافت ساده و طبیعی دارد.
# - 5
طرز بیان، مسلک و فلسفه خیام تاثیر مهمی در ادبیات فارسی کرده و میدان وسیعی برای جولان فکر دیگران تهیه نموده. حتی حافظ و سعدی در نشئات ذره، ناپایداری دنیا، غنیمت شمردن دم و می پرستی اشعاری سروده اند که تقلید مستقیم از افکار خیام است. ولی هیچ کدام نتوانسته اند درین قسمت به مرتبه خیام برسند. مثلا سعدی می گوید:
# - 6
به خاک بر مرو ای آدمی به نخوت و ناز، که زیر پای تو همچون تو آدمیزاد است. (۶۳)عجیب نیست از خاک اگر گل شکفت،که چندین گل اندام در خاک خفت! (۵۸)سعدیا دی رفت و فردا همچنان موجود نیست.در میان این و آن فرصت شمار امروز را.(۱۲۰)
انتخابشده - 7
و دراین اشعار حافظ:چنین که بر دل من داغ زلف سرکش تو ست، بنفشه زار شود تربتم چو درگذرم. (۶۳)هر وقت خوش که دست دهد مغتنم شمار،کس را وقوف نیست که انجام کار چیست! (۱۱۲)روزی که چرخ از گل ما کوزه ها کند،زنهار کاسه سر ما پرشراب کن. (۶۶)که هر پاره خشتی که بر منظری است،سر کیقبادی و اسکندری است! (۱۰۹)قدح به شرط ادب گیر زان که ترکیبش،ز کاسه سر جمشید و بهمن است و قباد.(۷۰)
# - 8
حاقظ و مولوی و بعضی شعرای متفکر دیگر اگر چه این شورش و رشادت فکر خیام را حس کرده اند و گاهی شلتاق آورده اند، ولی به قدری مطالب خودشان را زیر جملات و تشبیهات و کنایات اغراق آمیز پوشانیده اند که ممکن است آن را به صد گونه تعبیر و تفسیر کرد. مخصوصا حافظ که خیلی از افکار خیام الهام یافته و تشبیهات او را گرفته است، می توان گفت او یکی از بهترین و متفکرترین پیروان خیام است. اگرچه حافظ خیلی بیشتر از خیام رویا، قوه تصور و الهام شاعرانه داشته که مربوط به شهوت تند او می باشد. ولی افکار او به پای فلسفه مادی و منطقی خیام نمی رسد و شراب را به صورت اسرار آمیز صوفیان درآورده. در همین قسمت حافظ از خیام جدا می شود. مثلا شراب حافظ اگرچه در بعضی جاها به طور واضح همان آب انگور است، ولی به قدری زیر اصطلاحات صوفیانه پوشیده شده که اجازه تعبیر را می دهد و یک نوع تصوف می شود از آن استنباظ کرد. ولی خیام احتیاج به پرده پوشی و رمز و اشاره ندارد، افکارش را صاف و پوست کنده می گوید. همین لحن ساده، بی پروا و صراحت لهجه او را از سایر شعرای آزاد فکر متمایز می کند.
# - 9
مثلا این اشعار حافظ به خوبی جنبه صوفی و رویای شدید او را می رساند:این همه عکس می ونقش و نگارین که نمود،یک فروغ رخ ساقی است که در جام افتاد.ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم،ای بیخبر ز لذت شرب مدام ما.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 6 از «خیام شاعر» است.