کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 8

حاقظ و مولوی و بعضی شعرای متفکر دیگر اگر چه این شورش و رشادت فکر خیام را حس کرده اند و گاهی شلتاق آورده اند، ولی به قدری مطالب خودشان را زیر جملات و تشبیهات و کنایات اغراق آمیز پوشانیده اند که ممکن است آن را به صد گونه تعبیر و تفسیر کرد. مخصوصا حافظ که خیلی از افکار خیام الهام یافته و تشبیهات او را گرفته است، می توان گفت او یکی از بهترین و متفکرترین پیروان خیام است. اگرچه حافظ خیلی بیشتر از خیام رویا، قوه تصور و الهام شاعرانه داشته که مربوط به شهوت تند او می باشد. ولی افکار او به پای فلسفه مادی و منطقی خیام نمی رسد و شراب را به صورت اسرار آمیز صوفیان درآورده. در همین قسمت حافظ از خیام جدا می شود. مثلا شراب حافظ اگرچه در بعضی جاها به طور واضح همان آب انگور است، ولی به قدری زیر اصطلاحات صوفیانه پوشیده شده که اجازه تعبیر را می دهد و یک نوع تصوف می شود از آن استنباظ کرد. ولی خیام احتیاج به پرده پوشی و رمز و اشاره ندارد، افکارش را صاف و پوست کنده می گوید. همین لحن ساده، بی پروا و صراحت لهجه او را از سایر شعرای آزاد فکر متمایز می کند.

چهرهٔ خیامشاعر
قالبترانه

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 5

    طرز بیان، مسلک و فلسفه خیام تاثیر مهمی در ادبیات فارسی کرده و میدان وسیعی برای جولان فکر دیگران تهیه نموده. حتی حافظ و سعدی در نشئات ذره، ناپایداری دنیا، غنیمت شمردن دم و می پرستی اشعاری سروده اند که تقلید مستقیم از افکار خیام است. ولی هیچ کدام نتوانسته اند درین قسمت به مرتبه خیام برسند. مثلا سعدی می گوید:

    #
  2. 6

    به خاک بر مرو ای آدمی به نخوت و ناز، که زیر پای تو همچون تو آدمیزاد است. (۶۳)عجیب نیست از خاک اگر گل شکفت،که چندین گل اندام در خاک خفت! (۵۸)سعدیا دی رفت و فردا همچنان موجود نیست.در میان این و آن فرصت شمار امروز را.(۱۲۰)

    #
  3. 7

    و دراین اشعار حافظ:چنین که بر دل من داغ زلف سرکش تو ست، بنفشه زار شود تربتم چو درگذرم. (۶۳)هر وقت خوش که دست دهد مغتنم شمار،کس را وقوف نیست که انجام کار چیست! (۱۱۲)روزی که چرخ از گل ما کوزه ها کند،زنهار کاسه سر ما پرشراب کن. (۶۶)که هر پاره خشتی که بر منظری است،سر کیقبادی و اسکندری است! (۱۰۹)قدح به شرط ادب گیر زان که ترکیبش،ز کاسه سر جمشید و بهمن است و قباد.(۷۰)

    #
  4. 8

    حاقظ و مولوی و بعضی شعرای متفکر دیگر اگر چه این شورش و رشادت فکر خیام را حس کرده اند و گاهی شلتاق آورده اند، ولی به قدری مطالب خودشان را زیر جملات و تشبیهات و کنایات اغراق آمیز پوشانیده اند که ممکن است آن را به صد گونه تعبیر و تفسیر کرد. مخصوصا حافظ که خیلی از افکار خیام الهام یافته و تشبیهات او را گرفته است، می توان گفت او یکی از بهترین و متفکرترین پیروان خیام است. اگرچه حافظ خیلی بیشتر از خیام رویا، قوه تصور و الهام شاعرانه داشته که مربوط به شهوت تند او می باشد. ولی افکار او به پای فلسفه مادی و منطقی خیام نمی رسد و شراب را به صورت اسرار آمیز صوفیان درآورده. در همین قسمت حافظ از خیام جدا می شود. مثلا شراب حافظ اگرچه در بعضی جاها به طور واضح همان آب انگور است، ولی به قدری زیر اصطلاحات صوفیانه پوشیده شده که اجازه تعبیر را می دهد و یک نوع تصوف می شود از آن استنباظ کرد. ولی خیام احتیاج به پرده پوشی و رمز و اشاره ندارد، افکارش را صاف و پوست کنده می گوید. همین لحن ساده، بی پروا و صراحت لهجه او را از سایر شعرای آزاد فکر متمایز می کند.

    انتخاب‌شده
  5. 9

    مثلا این اشعار حافظ به خوبی جنبه صوفی و رویای شدید او را می رساند:این همه عکس می ونقش و نگارین که نمود،یک فروغ رخ ساقی است که در جام افتاد.ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم،ای بیخبر ز لذت شرب مدام ما.

    #
  6. 10

    حافظ نیز به زهاد حمله می کند ولی چه قدر با حمله خیام فرق دارد:راز درون پرده ز رندان مست پرس،کاین حال نیست زاهد عالی مقام را. (۸۵)خیلی با نزاکت تر و ترسوتر از خیام به بهشت اشاره می کند:باغ فردوس لطیف است، و لیکن زنهار،تو غنیمت شمر این سایه بید و لب کشت. (۸۸)چه قدر با احتیاط و محافظه کاری به جنگ صانع می رود:پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت،آفرین بر نظر پاک خطا پوشش باد! (۱۱)

    #
  7. 11

    شعرای دیگر نیز از خیام تبعیت کرده اند و حتی در اشعار صوفی کنایات خیام دیده می شود؛ مثلا این شعر عطار:گر چو رستم شوکت و زورت بود،جای چون بهرام در گورت بود.(۵۴)غزالی نیز مضمون خیام را استعمال می کند:چرخ فانوس خیالی عالمی حیران در او،مردمان چون صورت فانوس سرگردان در او. (۱۰۵)

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 8 از «خیام شاعر» است.