کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 19

خیام در وصف طبیعت تا همان اندازه که احتیاج دارد با چند کلمه محیط و وضع را مجسم و محسوس می کند. آن هم در زمانی که شعر فارسی در زیر تاثیر تسلط عرب یک نوع لغت بازی و اظهار فضل و تملق گویی خشک و بی معنی شده بوده و شاعران کمیابی که ذوق طبیعی داشته اند برای یک برگ و یا یک قطره ژاله به قدری اغراق می گفته اند که انسان را از طبیعت بیزار می کرده اند. این سادگی زبان خیام بر بزرگی مقام او می افزاید، نه تنها خیام به الفاظ ساده اکتفا کرده، بلکه در ترانه های خود استادی های دیگری نیز به کار برده که نظیر آن در نزد هیچ یک از شعرای ایران دیده نمی شود. او با کنایه و تمسخر لغات قلنبه آخوندی را گرفته به خودشان پس داده. مثلا در این رباعی:

چهرهٔ خیامشاعر
قالبترانه

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 16

    خیام اگر چه سر و کار با ریاضیات و نجوم داشته ولی این پیشه خشک مانع از تظاهر احساسات رقیق و لذت بردن از طبیعت و ذوق سرشار شعری او نشده! و اغلب هنگام فراغت را به تفریح و ادبیات می گذرانیده. اگرچه ما بین منجمین مانند خواجه نصیر طوسی و غیره شاعر دیده شده و اشعاری به آن ها منسوب است ولی گفته های آن ها با خیام زمین تا آسمان فرق دارد. آنان تنها در الهیات و تصوف یا عشق و اخلاق و یا مسایل اجتماعی رباعی گفته اند. یعنی همان گفته های دیگران را تکرار کرده اند و ذوق شاعری در اشعار و قافیه پردازی [در اصل کتاب «قیافیه پردازی» است که نادرست است.]آن ها تقریبا وجود ندارد.

    #
  2. 17

    شب مهتاب، ویرانه، مرغ حق، قبرستان، هوای نمناک بهاری در خیام خیلی موثر بوده. ولی به نظر می آید که شکوه و طراوت بهار، رنگ ها و بوی گل، چمنزار، جویبار، نسیم ملایم و طبیعت افسونگر، با آهنگ چنگ ساقیان ماهرو و بوسه های پرحرارت آن ها که فصل بهار و نوروز را تکمیل می کرده، در روح خیام تاثیر فوق العاده داشته. خیام با لطافت و ظرافت مخصوصی که در نزد شعرای دیگر کمیاب است طبیعت را حس می کرده و با یک دنیا استادی وصف آن را می کند:

    #
  3. 18

    روزی است خوش و هوا نه گرم است و نه سرد... (۱۱۸)بنگر زصبا دامن گل چاک شده... (۶۰)ابر آمد و زار بر سر سبزه گریست... (۶۱)چون ابر به نوروز رخ لاله بشست... (۶۲)مهتاب به نور دامن شب بشکافت... (۱۱۱)

    #
  4. 19

    خیام در وصف طبیعت تا همان اندازه که احتیاج دارد با چند کلمه محیط و وضع را مجسم و محسوس می کند. آن هم در زمانی که شعر فارسی در زیر تاثیر تسلط عرب یک نوع لغت بازی و اظهار فضل و تملق گویی خشک و بی معنی شده بوده و شاعران کمیابی که ذوق طبیعی داشته اند برای یک برگ و یا یک قطره ژاله به قدری اغراق می گفته اند که انسان را از طبیعت بیزار می کرده اند. این سادگی زبان خیام بر بزرگی مقام او می افزاید، نه تنها خیام به الفاظ ساده اکتفا کرده، بلکه در ترانه های خود استادی های دیگری نیز به کار برده که نظیر آن در نزد هیچ یک از شعرای ایران دیده نمی شود. او با کنایه و تمسخر لغات قلنبه آخوندی را گرفته به خودشان پس داده. مثلا در این رباعی:

    انتخاب‌شده
  5. 20

    گویند: «بهشت و حور عین خواهدبود،آن جا می ناب و انگبین خواهدبود.»اول نقل فول کرده و اصطلاحات آخوندی را در وصف جنت به زبان خودشان شرح داده، بعد جواب می دهد:گر ما می و معشوقه گزیدیم چه باک؟چون عاقبت کار همین خواهدبود!

    #
  6. 21

    درین رباعی القاب ادبا و فضلا را به اصطلاح خودشان می گوید:آنان که «محیط فضل و آداب شدند،در جمع کمال شمع اصحاب شدند.» به زبان خودش القاب و ادعای آن ها را خراب می کند:ره زین شب تاریک نبردند به روز،گفتند فسانه ای و در خواب شدند!

    #
  7. 22

    در جای دیگر لفظ «پرده» ی صوفیان را می آورد و بعد به تمسخر می گوید که پشت پرده اسرار عدم است:هست از پس «پرده» گفت وگوی من و تو،چون «پرده» برافتد، نه تو مانی و نه من!گاهی با لغات بازی می کند، ولی صنعت او چه قدر با صنایع لوس و ساختگی بدیع فرق دارد. مثلا لغاتی که دو معنی را می رساند:بهرام که گور می گرفتی همه عمر، دیدی که چگونه گور بهرام گرفت؟

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 19 از «خیام شاعر» است.