نثر · شماره 22
در جای دیگر لفظ «پرده» ی صوفیان را می آورد و بعد به تمسخر می گوید که پشت پرده اسرار عدم است:هست از پس «پرده» گفت وگوی من و تو،چون «پرده» برافتد، نه تو مانی و نه من!گاهی با لغات بازی می کند، ولی صنعت او چه قدر با صنایع لوس و ساختگی بدیع فرق دارد. مثلا لغاتی که دو معنی را می رساند:بهرام که گور می گرفتی همه عمر، دیدی که چگونه گور بهرام گرفت؟
شاعرخیامدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 19
خیام در وصف طبیعت تا همان اندازه که احتیاج دارد با چند کلمه محیط و وضع را مجسم و محسوس می کند. آن هم در زمانی که شعر فارسی در زیر تاثیر تسلط عرب یک نوع لغت بازی و اظهار فضل و تملق گویی خشک و بی معنی شده بوده و شاعران کمیابی که ذوق طبیعی داشته اند برای یک برگ و یا یک قطره ژاله به قدری اغراق می گفته اند که انسان را از طبیعت بیزار می کرده اند. این سادگی زبان خیام بر بزرگی مقام او می افزاید، نه تنها خیام به الفاظ ساده اکتفا کرده، بلکه در ترانه های خود استادی های دیگری نیز به کار برده که نظیر آن در نزد هیچ یک از شعرای ایران دیده نمی شود. او با کنایه و تمسخر لغات قلنبه آخوندی را گرفته به خودشان پس داده. مثلا در این رباعی:
# - 20
گویند: «بهشت و حور عین خواهدبود،آن جا می ناب و انگبین خواهدبود.»اول نقل فول کرده و اصطلاحات آخوندی را در وصف جنت به زبان خودشان شرح داده، بعد جواب می دهد:گر ما می و معشوقه گزیدیم چه باک؟چون عاقبت کار همین خواهدبود!
# - 21
درین رباعی القاب ادبا و فضلا را به اصطلاح خودشان می گوید:آنان که «محیط فضل و آداب شدند،در جمع کمال شمع اصحاب شدند.» به زبان خودش القاب و ادعای آن ها را خراب می کند:ره زین شب تاریک نبردند به روز،گفتند فسانه ای و در خواب شدند!
# - 22
در جای دیگر لفظ «پرده» ی صوفیان را می آورد و بعد به تمسخر می گوید که پشت پرده اسرار عدم است:هست از پس «پرده» گفت وگوی من و تو،چون «پرده» برافتد، نه تو مانی و نه من!گاهی با لغات بازی می کند، ولی صنعت او چه قدر با صنایع لوس و ساختگی بدیع فرق دارد. مثلا لغاتی که دو معنی را می رساند:بهرام که گور می گرفتی همه عمر، دیدی که چگونه گور بهرام گرفت؟
انتخابشده - 23
تقلید آواز فاخته که در ضمن به معنی «کجا رفتند؟» هم باشد یک شاهکار زیرکی، تسلط به زبان و ذوق را می رساند:دیدیم که بر کنگره اش فاخته ای،بنشسته همی گفت که: «کوکو کوکو!»
# - 24
در آخر بعضی از رباعیات قافیه تکرار شده، شاید به نظر بعضی فقر لغت و قافیه را برساند مثل:دنیا دیدی و هرچه دیدی هیچ است... (۱۰۲)بنگر ز جهان چه طرف بر بستم؟ هیچ. (۱۰۷)ولی تمام تراژدی موضوع در همین تکرار «هیچ» جمع شده.
# - 25
چندین اثر فلسفی و علمی به زبان فارسی و عربی از خیام مانده. ولی آثار علمی او هرگز در میزان شهرتش دخالتی نداشته. خوشبختانه اخیرا یک رساله ادبی گرانبهایی از خیام به دست آمده موسوم به: «نوروزنامه» که به سعی و اهتمام دوست عزیزم آقای مجتبی مینوی در تهران به چاپ رسید. این کتاب به فارسی ساده و بی مانندی نوشته شده که نشان می دهد اثر قلم توانای همان گوینده ترانه ها می باشد. نثر ادبی آن یکی از بهترین و سلیس ترین نمونه های نثر فارسی است و ساختمان جملات آن خیلی نزدیک به پهلوی می باشد و هیچ کدام از کتاب هایی که کم وبیش در آن دوره نوشته شده از قبیل «سیاست نامه» و «چهارمقاله» و غیره از حیث نثر و ارزش ادبی به پای «نوروزنامه» نمی رسند.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 22 از «خیام شاعر» است.