کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 35

گفت: من متکبر نیم، لیکن کبر کبریایی است، که من چون از سر کبر خود برخاستم کبریای او بیامد و به جای کبر من بنشست. به کبر خود کبریایی نشاید کرد اما به کبریای او کبر شاید کرد.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 32

    نقل است که صادق را دیدند که خزی گرانمایه پوشیده بود. گفتند: یا ابن رسول الله هذا من زی اهل بیتک.

    #
  2. 33

    دست آن کس بگرفت و در آستین کشید. پلاسی پوشیده بود که دست را خلیده می کرد. گفت: هذا للحق و هذا للخلق.

    #
  3. 34

    نقل است که صادق را گفتند: همه هنرها داری. زهد و کرم باطن و قرهالعین خاندانی؛ ولکن پس متکبری.

    #
  4. 35

    گفت: من متکبر نیم، لیکن کبر کبریایی است، که من چون از سر کبر خود برخاستم کبریای او بیامد و به جای کبر من بنشست. به کبر خود کبریایی نشاید کرد اما به کبریای او کبر شاید کرد.

    انتخاب‌شده
  5. 36

    نقل است که صادق از ابو حنینفه پرسید که: عاقل کیست؟

    #
  6. 37

    گفت: آنکه تمییز کند میان خیر و شر.

    #
  7. 38

    صادق گفت: بهایم نیز تمییز توانند کرد، میان آنکه او را بزنند و آنکه او را علف دهند.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 35 از «ذکر ابن محمد امام صادق(ع)» است.