کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 48

آن مرد خجل شد و برفت. نقل است که صادق روزی تنها در راهی می رفت الله الله می گفت. سوخته ای بر عقب او میر فت و بر موافقت او الله الله می گفت.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 45

    صادق گفت: ماهرچه دادیم باز نگیریم.

    #
  2. 46

    بعد از آن مرد از یکی پرسید: که او کیست؟

    #
  3. 47

    گفتند: جعفر صادق.

    #
  4. 48

    آن مرد خجل شد و برفت. نقل است که صادق روزی تنها در راهی می رفت الله الله می گفت. سوخته ای بر عقب او میر فت و بر موافقت او الله الله می گفت.

    انتخاب‌شده
  5. 49

    صادق گفت: الله! جبه ندارم. الله جامه ندارم!

    #
  6. 50

    در حال دستی جامه ای زیبا حاضر شد. جعفر درپوشید.

    #
  7. 51

    آن سوخته پیش رفت و گفت: ای خواجه! در الله گفتن با تو شریک بودم، آن کهنه خود به من ده.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 48 از «ذکر ابن محمد امام صادق(ع)» است.