کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 55

صادق گفت: او را ببندید و در دجله اندازید. او را ببستند و در دجله انداختند. آب او را فروبرد. باز برانداخت. گفت: یا ابن رسول الله!الغیاث، الغیاث.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 52

    صادق را خوش آمد و آن کهنه به او داد.

    #
  2. 53

    نقل است که یکی پیش صادق آمد و گفت: خدای را به من بنمای.

    #
  3. 54

    گفت: آخر نشنیده ای که موسی را گفتند لن ترانی. گفت: آری! اما این ملت محمد است که یکی فریاد می کند رای قلبی ربی، دیگری نعره می زند که لم اعبد ربا لم اره.

    #
  4. 55

    صادق گفت: او را ببندید و در دجله اندازید. او را ببستند و در دجله انداختند. آب او را فروبرد. باز برانداخت. گفت: یا ابن رسول الله!الغیاث، الغیاث.

    انتخاب‌شده
  5. 56

    صادق گفت: ای آب! فرو برش.

    #
  6. 57

    فرو برد، باز آورد. گفت! یابن رسول الله! الغیاث، الغیاث.

    #
  7. 58

    گفت: فرو بر.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 55 از «ذکر ابن محمد امام صادق(ع)» است.