کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 59

همچنین چند کرت آب را می گفت که فرو بر، فرو می برد. چون برمی آورد می گفت: یاابن رسول الله! الغیاث، الغیاث. چون از همه نومید شد و وجودش همه غرق شد و امید از خلایق منقطع کرد این نوبت که آب او را برآورد گفت: الهی الغیاث، الغیاث.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 56

    صادق گفت: ای آب! فرو برش.

    #
  2. 57

    فرو برد، باز آورد. گفت! یابن رسول الله! الغیاث، الغیاث.

    #
  3. 58

    گفت: فرو بر.

    #
  4. 59

    همچنین چند کرت آب را می گفت که فرو بر، فرو می برد. چون برمی آورد می گفت: یاابن رسول الله! الغیاث، الغیاث. چون از همه نومید شد و وجودش همه غرق شد و امید از خلایق منقطع کرد این نوبت که آب او را برآورد گفت: الهی الغیاث، الغیاث.

    انتخاب‌شده
  5. 60

    صادق گفت: او را برآرید.

    #
  6. 61

    برآوردند و ساعتی بگذشت تا باز قرار آمد. پس گفت: حق را بدیدی.

    #
  7. 62

    گفت: تا دست در غیری می زدم در حجاب می بودم. چون به کلی پناه بدو بردم و مضطر شدم روزنه ای در درون دلم گشاده شد؛ آنجا فرونگریستم. آنچه می جستم بدیدم و تا اضطرار نبود آن نبود که امن یجیب المضطر اذا دعاه.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 59 از «ذکر ابن محمد امام صادق(ع)» است.