نثر · شماره 64
و گفت: هر که گوید خدای بر چیزست یا در چیزست و یا از چیزست او کافر بود.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 61
برآوردند و ساعتی بگذشت تا باز قرار آمد. پس گفت: حق را بدیدی.
# - 62
گفت: تا دست در غیری می زدم در حجاب می بودم. چون به کلی پناه بدو بردم و مضطر شدم روزنه ای در درون دلم گشاده شد؛ آنجا فرونگریستم. آنچه می جستم بدیدم و تا اضطرار نبود آن نبود که امن یجیب المضطر اذا دعاه.
# - 63
صادق گفت: تا صادق می گفتی کاذب بودی. اکنون آن روزنه را نگاه دارد که جهان خدای بدانجا فروست.
# - 64
و گفت: هر که گوید خدای بر چیزست یا در چیزست و یا از چیزست او کافر بود.
انتخابشده - 65
و گفت: هرآن معصیت بنده را به حق نزدیک گرداند که اول آن ترس بود و آخر آن عذر.
# - 66
و گفت: هر آن طاعت که اول آن امن بود و آخر آن عجب آن طاعت بنده را ا زخدای دور گرداند مطیع با عجب عاصی است وعاصی با عذر مطیع زیرا که در این معنی بنده را به حق نزدیک گرداند
# - 67
از وی پرسیدند: درویش صابر فاضلتر یا توانگر شاکر. گفت: درویش صابر که توانگر را دل به کیسه بود و درویش را با خدای.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 64 از «ذکر ابن محمد امام صادق(ع)» است.