نثر · شماره 43
گفت یا عمر: بنگر نباید که آن دیگری بود.
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 40
گفت: بنمای دست راست.
# - 41
بنمود. آن سپیدی که رسول علیه السلام نشان کرده بود بدید. بوسه داد دست او را و گفت: که رسول علیه السلام تو را سلام رسانیده است. گفته است که امتان مرا دعا کن.
# - 42
گفت: تو اولیتری به دعا گفتن مسلمانان که بر روی زمین از تو عزیزتر کسی نیست. فاروق گفت: من خود این کاری می کنم. تو وصیت رسول علیه السلام به جای آور.
# - 43
گفت یا عمر: بنگر نباید که آن دیگری بود.
انتخابشده - 44
گفت: پیغمبر تو را نشان کرده است.
# - 45
پس اویس گفت: مرقع پیغمبر به من دهید تا دعا کنم.
# - 46
ایشان مرقع بدو بدادند. پس گفتند: بپوش و دعا کن.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 43 از «ذکراویس القرنی رضی الله عنه» است.