نثر · شماره 102
گفتند: کار چگونه است؟
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 99
گفت: آنکه اگر نیزه بر پهلوش زنند در نماز خبرش نبود.
# - 100
گفتند: چونی.
# - 101
گفت: چگونه باشد کسی که بامداد برخیزد و نداند که شبانگاه خواهد زیست یا نه؟
# - 102
گفتند: کار چگونه است؟
انتخابشده - 103
گفت: آه از بی زادی و درازی راه.
# - 104
و گفت: اگر تو خدایرا تعالی پرستش کنی به عباده آسمانها و زمینها از تو به نپذیرند تا باورش نداری. گفتند: چگونه باورش داریم. گفت: ایمن نباشی بدانچه تو را فراپذیرفته است و فارغ نبینی خویش را تا در پرستش او به چیزی دیگرت مشغول نباید بود.
# - 105
گفت: هر که سه چیز را دوست دارد دوزخ بدو از رگ گردنش نزدیکتر بود: طعام خوش خوردن و لباس نیکو پوشیدن و با توانگران نشستن.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 102 از «ذکراویس القرنی رضی الله عنه» است.