کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 103

گفت: آه از بی زادی و درازی راه.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 100

    گفتند: چونی.

    #
  2. 101

    گفت: چگونه باشد کسی که بامداد برخیزد و نداند که شبانگاه خواهد زیست یا نه؟

    #
  3. 102

    گفتند: کار چگونه است؟

    #
  4. 103

    گفت: آه از بی زادی و درازی راه.

    انتخاب‌شده
  5. 104

    و گفت: اگر تو خدایرا تعالی پرستش کنی به عباده آسمانها و زمینها از تو به نپذیرند تا باورش نداری. گفتند: چگونه باورش داریم. گفت: ایمن نباشی بدانچه تو را فراپذیرفته است و فارغ نبینی خویش را تا در پرستش او به چیزی دیگرت مشغول نباید بود.

    #
  6. 105

    گفت: هر که سه چیز را دوست دارد دوزخ بدو از رگ گردنش نزدیکتر بود: طعام خوش خوردن و لباس نیکو پوشیدن و با توانگران نشستن.

    #
  7. 106

    اویس را گفتند: رضی الله عنه که دراین نزدیکی تو مردی است. سی سال است که گوری فرو کرده است و کفنی درآویخته و بر سر آن نشسته است و می گرید و نه به شب قرار گیرد و نه به روز.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 103 از «ذکراویس القرنی رضی الله عنه» است.