نثر · شماره 114
دیگر معنی آنست که خدایرا به خدای بتوان شناخت که عرفت ربی بربی پس هرکه خدایرا به خدای داند همه چیز می داند.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 111
محامد او بسیار است و فضایل وی بی شمار. در ابتدا شیخ ابوالقاسم گرگانی را رضی الله عنه ذکر آن بوده ست. مدتی که می گفته است اویس، اویس، اویس!ایشان دانند قدر ایشان. وسخن اوست که گفت: من عرف الله لایخفی علیه شیء. هرکه خدای را شناخت هیچ چیز بر او پوشیده نیست.
# - 112
دگر معنی آن است که هر که بشناخت تا شناسنده کیست.
# - 113
دیگر معنی آن است که هر که اصل بدانست فروع دانستن آسان بودش که به چشم اصل در فروع نگرد.
# - 114
دیگر معنی آنست که خدایرا به خدای بتوان شناخت که عرفت ربی بربی پس هرکه خدایرا به خدای داند همه چیز می داند.
انتخابشده - 115
و سخن اوست که «السلامه فی الوحده» سلامت در تنهایی است و تنها آن بود که فرد بود در وحدت و وحدت آن بود که خیال غیر درنگنجد تا سلامت بود. اگر تنها به صورت گیری درست نبود که الشیطان ابعد من الاثنین. حدیث است.
# - 116
و سخن اوست که: علیک بقلبک. بر تو باد به دل تو. یعنی برتو باد که دایم دل حاضر داری تا غیر در او راه نیابد.
# - 117
و سخن اوست که: طلبت الرفعه فوجدته فی التواضع و طلبت الریاسه فوجدته فی نصیحه الخلق و طلبت المروه فوجدته فی الصدق وطلبت الفخر فوجدته فی الفقر و طلبت النسبه فوجدته فی التقوی و طلبت الشرف فوجدته فی القناعه و طلبت الراحه فوجدته فی الزهد و طلبت الاستغناء فوجدته فی التوکل معانی این سخنها معلوم است و مشهود.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 114 از «ذکراویس القرنی رضی الله عنه» است.