کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 33

گفت: کاشکی خفته بودی که خفته را بجنبانی بیدار گردد. دلهای شما مرده است که هرچند می جنبانی بیدار نمی گردد.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 30

    گفت: تو نخست خود را علاج کن، آنگاه دیگران را.

    #
  2. 31

    گفت: سخن من بشنوید که علم من شما را سود دارد، و عمل من شما را زیان ندارد.

    #
  3. 32

    و پرسیدند: یا شیخ! دلهای ما خفته است که سخن تو در دلهای ما اثر نمی کند. چه کنیم؟

    #
  4. 33

    گفت: کاشکی خفته بودی که خفته را بجنبانی بیدار گردد. دلهای شما مرده است که هرچند می جنبانی بیدار نمی گردد.

    انتخاب‌شده
  5. 34

    پرسیدند: قومی اند که در سخن ما را چندان می ترسانند که دل ما از خوف پاره شود. این روا بود؟

    #
  6. 35

    گفت: امروز با قومی صحبت دارید که شما را بترسانند و فردا ایمن باشید بهتر که صحبت با قومی دارید که شما را ایمن کنند وفردا به خوف اندر رسید.

    #
  7. 36

    گفتند: قومی به مجلس تو می آیند و سخنهای تو یاد می گیرند تا برآن اعتراض کنند و عیب آن می جویند.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 33 از «ذکر حسن بصری رحمه الله علیه» است.