نثر · شماره 35
گفت: امروز با قومی صحبت دارید که شما را بترسانند و فردا ایمن باشید بهتر که صحبت با قومی دارید که شما را ایمن کنند وفردا به خوف اندر رسید.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 32
و پرسیدند: یا شیخ! دلهای ما خفته است که سخن تو در دلهای ما اثر نمی کند. چه کنیم؟
# - 33
گفت: کاشکی خفته بودی که خفته را بجنبانی بیدار گردد. دلهای شما مرده است که هرچند می جنبانی بیدار نمی گردد.
# - 34
پرسیدند: قومی اند که در سخن ما را چندان می ترسانند که دل ما از خوف پاره شود. این روا بود؟
# - 35
گفت: امروز با قومی صحبت دارید که شما را بترسانند و فردا ایمن باشید بهتر که صحبت با قومی دارید که شما را ایمن کنند وفردا به خوف اندر رسید.
انتخابشده - 36
گفتند: قومی به مجلس تو می آیند و سخنهای تو یاد می گیرند تا برآن اعتراض کنند و عیب آن می جویند.
# - 37
گفت: من خویشتن را دیده ام که طمع فردوس اعلی و مجاوره حق تعالی می کند و هرگز طمع سلامت از مردمان نکند که آفریدگار ایشان از زبان ایشان سلامت نمی یابد.
# - 38
گفتند: کسی می گوید که خلق را دعوت مکنید تا پیش خود را پاک نکنید.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 35 از «ذکر حسن بصری رحمه الله علیه» است.