نثر · شماره 36
گفتند: قومی به مجلس تو می آیند و سخنهای تو یاد می گیرند تا برآن اعتراض کنند و عیب آن می جویند.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 33
گفت: کاشکی خفته بودی که خفته را بجنبانی بیدار گردد. دلهای شما مرده است که هرچند می جنبانی بیدار نمی گردد.
# - 34
پرسیدند: قومی اند که در سخن ما را چندان می ترسانند که دل ما از خوف پاره شود. این روا بود؟
# - 35
گفت: امروز با قومی صحبت دارید که شما را بترسانند و فردا ایمن باشید بهتر که صحبت با قومی دارید که شما را ایمن کنند وفردا به خوف اندر رسید.
# - 36
گفتند: قومی به مجلس تو می آیند و سخنهای تو یاد می گیرند تا برآن اعتراض کنند و عیب آن می جویند.
انتخابشده - 37
گفت: من خویشتن را دیده ام که طمع فردوس اعلی و مجاوره حق تعالی می کند و هرگز طمع سلامت از مردمان نکند که آفریدگار ایشان از زبان ایشان سلامت نمی یابد.
# - 38
گفتند: کسی می گوید که خلق را دعوت مکنید تا پیش خود را پاک نکنید.
# - 39
گفت: شیطان در آرزوی هیچ نیست مگر در آنکه این کلمه در دل ما آراسته کند تا در امربه معروف و نهی منکر بسته آید.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 36 از «ذکر حسن بصری رحمه الله علیه» است.