کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 48

گفت: آن می طلبم که موحدان طلبند.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 45

    حجاج بنشست. حسن یک ذره بدو ننگرید و از آن سخن که می گفت بنگردید، تا مجلس تمام کرد. آن بزرگ دین گفت: حسن حسن است آخر.

    #
  2. 46

    حجاج خویشتن آنجا افگند که حسن بود و بازوش بگرفت و گفت: انظروا الی الرجل. اگر می خواهید که مردی را ببینید در حسن نگرید.

    #
  3. 47

    حجاج را به خواب دیدند، در عرصات قیامت افتاده گفتند: چه می طلبی؟

    #
  4. 48

    گفت: آن می طلبم که موحدان طلبند.

    انتخاب‌شده
  5. 49

    و این از آن بود که در حالت نزع می گفته بود خداوندا بدین مشتی تنگ حوصله نمای که غفارم و اکرم الاکرمین ام. که همه یک دل و یک زبان اند که مرا فروخواهی برد، مرا به ستیزه ایشان برآور و بدیشان نمای که فعال لما یرید منم.

    #
  6. 50

    این سخن حسن را برگفتند. گفت: بدان ماند که این خبیث به طراری، آخرت نیز بخواهد برد.

    #
  7. 51

    نقل است که مرتضی رضی الله عنه به بصره درآمد - مهار اشتر بر میان بسته - و سه روز بیش درنگ نکرد. جمله منبرها بفرمود تا بشکستند و مذکران را منع کردند. به مجلس حسن درآمد. حسن مجلس می گفت. پرسید: تو عالمی یا متعلم.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 48 از «ذکر حسن بصری رحمه الله علیه» است.