کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 77

گفتم: مرگ دل چیست؟

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 74

    نقل است که سعید جبیر را در نصیحت گفت: سه کار مکن، یکی قدم بر بساط سلاطین منه، اگر همه محض شفقت بود بر خلق؛ و دوم با هیچ سر پوشیده در خلوت منشین، و اگر چه رابعه بود و تو او را کتاب خدای آموزی؛ و سوم هرگز گوش خود عاریت مده امیر را اگر چه در جه مردان مرد داری که از آفت خالی نبود آخر الامر زخم خویش بزند.

    #
  2. 75

    مالک دینار گفت: از حسن پرسیدم: که عقوبت عالم چه باشد؟

    #
  3. 76

    گفت: مردن دل.

    #
  4. 77

    گفتم: مرگ دل چیست؟

    انتخاب‌شده
  5. 78

    گفت: حب دنیا.

    #
  6. 79

    بزرگی گفت: سحرگاهی به در مسجد حسن رفتم. به نماز. در مسجد بسته بود و حسن در درون مسجد دعا می کرد و قومی آمین می گفتند. صبر کردم تا روشنتر شد. دست بر در نهادم، گشاده شد. در شدم، حسن را دیدم - تنها - متحیر شدم. چون نماز بگزاردیم، قصه با وی بگفتم و گفتم: خدایرا مرا از این کار آگاه کن.

    #
  7. 80

    گفت: با کسی مگوی، هر شب آدینه پریان نزد من می آیند و من با ایشان علم می گویم و دعا می کنم. ایشان آمین می گویند.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 77 از «ذکر حسن بصری رحمه الله علیه» است.