نثر · شماره 91
حسن گفت: برو که آن خواب که تو دیده ای من پیش از تو دیدم.
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 88
نقل است که در عهد حسن مردی را اسبی به زیان آمد و آن مرد فروماند. حال خود با حسن بگفت. حسن آن اسب را از بهر جهاد به چهارصد درم از وی بخرید و سیم بداد. شبانه آن مرد مرغزاری در بهشت بخواب دید و اسبی در آن مرغزار و چهارصد کره، همه خنگ: پرسید این اسبان از آن کیست؟
# - 89
گفتند: به نام تو بود، اکنون به نام حسن کردند.
# - 90
چون بیدار شد پیش حسن آمد و گفت: ای امام! بیع اقالت پدید کن که پشیمانم.
# - 91
حسن گفت: برو که آن خواب که تو دیده ای من پیش از تو دیدم.
انتخابشده - 92
آن مرد، غمگین بازگشت. شب دیگر حسن کوشکها دید و منظرها به خواب. پرسید: از آن کیست؟
# - 93
گفت: آن کسی را که بیع اقالت کند.
# - 94
حسن بامداد آن مرد را طلب کرد و بیع اقالت کرد.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 91 از «ذکر حسن بصری رحمه الله علیه» است.