نثر · شماره 93
گفت: آن کسی را که بیع اقالت کند.
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 90
چون بیدار شد پیش حسن آمد و گفت: ای امام! بیع اقالت پدید کن که پشیمانم.
# - 91
حسن گفت: برو که آن خواب که تو دیده ای من پیش از تو دیدم.
# - 92
آن مرد، غمگین بازگشت. شب دیگر حسن کوشکها دید و منظرها به خواب. پرسید: از آن کیست؟
# - 93
گفت: آن کسی را که بیع اقالت کند.
انتخابشده - 94
حسن بامداد آن مرد را طلب کرد و بیع اقالت کرد.
# - 95
نقل است که همسایه ای داشت، آتش پرست، شمعون نام. بیمار شد و کارش به نزاع رسید. حسن را گفتند: همسایه را دریاب.
# - 96
حسن به بالین او شد، او را بدید، از آتش و دود سیاه شده گفت: بترس از خدای که همه عمر در میان آتش و دود بسر برده ای. اسلام آر، تا باشد که خدای بر تو رحمت کند.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 93 از «ذکر حسن بصری رحمه الله علیه» است.