نثر · شماره 128
وگفت هم نشینی با بدان کردن مردم را بد گمان کند در نیکان.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 125
پس گفت: صبر آنکس قوی است که نصیبه خود از میان برگیرد تا صبرش حق را بود نه ایمنی تن خود را از دوزخ و زهدش حق را بود نه وصول خود را به بهشت. و این علامت اخلاص بود.
# - 126
و گفت: مرد را علمی باید نافع و عملی کامل و اخلاصی با وی و قناعتی باید مشبع و صبری با وی. چون این هر سه آمد از آن پس ندانم تا با وی چه کنند.
# - 127
و گفت: گوسفند از آدمی آگاهتر است از آنکه بانگ شبان او را از چرا کردن باز دارد و آدمی را سخن خدای از مراد خویش باز نمی دارد.
# - 128
وگفت هم نشینی با بدان کردن مردم را بد گمان کند در نیکان.
انتخابشده - 129
و گفت: اگر کسی مرا به خمر خوردن خواند دوستر از آن دارم که به طلب کردن دنیا خواند.
# - 130
و گفت: معرفت آن است که در خود یک ذره خصومت نیابی.
# - 131
و گفت: بهشت جاودانی بدین عمل روزی چند اندک نیست. به نیت نیکو است.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 128 از «ذکر حسن بصری رحمه الله علیه» است.