کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 147

و گفت: مسکین، فرزند آدم. راضی شده به سرایی که حلال آن را حساب است و حرام آن را عذاب.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 144

    و گفت: مومن آن است که آهسته بود و چون حاطب اللیل نبود، یعنی چون کسی نبود که هرچه تواند کرد بکند، هر چه به زبان آید بگوید.

    #
  2. 145

    و گفت: سه کس را غیبت نیست: صاحب هوا را، فاسق را، و امام ظالم را.

    #
  3. 146

    و گفت: در کفارت غیبت استغفار بسنده است، اگرچه بحلی نخواهی.

    #
  4. 147

    و گفت: مسکین، فرزند آدم. راضی شده به سرایی که حلال آن را حساب است و حرام آن را عذاب.

    انتخاب‌شده
  5. 148

    و گفت: جان فرزند آدم ازدنیا مفارقت نکند الا به سه حسرت: یکی آنکه سیر نشد از آنکه جمع کرده بود، دوم آنکه در نیافته بود آنکه امید داشته بود؛ سوم آنکه زادی نیکو نساخت برای چنان راهی که پیش او آمد.

    #
  6. 149

    یکی گفت: فلان کس جان می کند.

    #
  7. 150

    گفت: چنین مگوی که او هفتاد سال بود تا جان می کند اکنون از جان کند ن بازخواهد رست تا به کجا خواهد رسید.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 147 از «ذکر حسن بصری رحمه الله علیه» است.