نثر · شماره 147
و گفت: مسکین، فرزند آدم. راضی شده به سرایی که حلال آن را حساب است و حرام آن را عذاب.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 144
و گفت: مومن آن است که آهسته بود و چون حاطب اللیل نبود، یعنی چون کسی نبود که هرچه تواند کرد بکند، هر چه به زبان آید بگوید.
# - 145
و گفت: سه کس را غیبت نیست: صاحب هوا را، فاسق را، و امام ظالم را.
# - 146
و گفت: در کفارت غیبت استغفار بسنده است، اگرچه بحلی نخواهی.
# - 147
و گفت: مسکین، فرزند آدم. راضی شده به سرایی که حلال آن را حساب است و حرام آن را عذاب.
انتخابشده - 148
و گفت: جان فرزند آدم ازدنیا مفارقت نکند الا به سه حسرت: یکی آنکه سیر نشد از آنکه جمع کرده بود، دوم آنکه در نیافته بود آنکه امید داشته بود؛ سوم آنکه زادی نیکو نساخت برای چنان راهی که پیش او آمد.
# - 149
یکی گفت: فلان کس جان می کند.
# - 150
گفت: چنین مگوی که او هفتاد سال بود تا جان می کند اکنون از جان کند ن بازخواهد رست تا به کجا خواهد رسید.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 147 از «ذکر حسن بصری رحمه الله علیه» است.