نثر · شماره 148
و گفت: جان فرزند آدم ازدنیا مفارقت نکند الا به سه حسرت: یکی آنکه سیر نشد از آنکه جمع کرده بود، دوم آنکه در نیافته بود آنکه امید داشته بود؛ سوم آنکه زادی نیکو نساخت برای چنان راهی که پیش او آمد.
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 145
و گفت: سه کس را غیبت نیست: صاحب هوا را، فاسق را، و امام ظالم را.
# - 146
و گفت: در کفارت غیبت استغفار بسنده است، اگرچه بحلی نخواهی.
# - 147
و گفت: مسکین، فرزند آدم. راضی شده به سرایی که حلال آن را حساب است و حرام آن را عذاب.
# - 148
و گفت: جان فرزند آدم ازدنیا مفارقت نکند الا به سه حسرت: یکی آنکه سیر نشد از آنکه جمع کرده بود، دوم آنکه در نیافته بود آنکه امید داشته بود؛ سوم آنکه زادی نیکو نساخت برای چنان راهی که پیش او آمد.
انتخابشده - 149
یکی گفت: فلان کس جان می کند.
# - 150
گفت: چنین مگوی که او هفتاد سال بود تا جان می کند اکنون از جان کند ن بازخواهد رست تا به کجا خواهد رسید.
# - 151
و گفت: نجات یافتند سبکباران، هلاک شدند گرانباران.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 148 از «ذکر حسن بصری رحمه الله علیه» است.