نثر · شماره 149
یکی گفت: فلان کس جان می کند.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 146
و گفت: در کفارت غیبت استغفار بسنده است، اگرچه بحلی نخواهی.
# - 147
و گفت: مسکین، فرزند آدم. راضی شده به سرایی که حلال آن را حساب است و حرام آن را عذاب.
# - 148
و گفت: جان فرزند آدم ازدنیا مفارقت نکند الا به سه حسرت: یکی آنکه سیر نشد از آنکه جمع کرده بود، دوم آنکه در نیافته بود آنکه امید داشته بود؛ سوم آنکه زادی نیکو نساخت برای چنان راهی که پیش او آمد.
# - 149
یکی گفت: فلان کس جان می کند.
انتخابشده - 150
گفت: چنین مگوی که او هفتاد سال بود تا جان می کند اکنون از جان کند ن بازخواهد رست تا به کجا خواهد رسید.
# - 151
و گفت: نجات یافتند سبکباران، هلاک شدند گرانباران.
# - 152
و گفت: بیامرزاد خدای عزوجل قومی را که دنیا ایشان را ودیعت بود، ودیعت را بازدادند و سبکبار برفتند.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 149 از «ذکر حسن بصری رحمه الله علیه» است.