نثر · شماره 150
گفت: چنین مگوی که او هفتاد سال بود تا جان می کند اکنون از جان کند ن بازخواهد رست تا به کجا خواهد رسید.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 147
و گفت: مسکین، فرزند آدم. راضی شده به سرایی که حلال آن را حساب است و حرام آن را عذاب.
# - 148
و گفت: جان فرزند آدم ازدنیا مفارقت نکند الا به سه حسرت: یکی آنکه سیر نشد از آنکه جمع کرده بود، دوم آنکه در نیافته بود آنکه امید داشته بود؛ سوم آنکه زادی نیکو نساخت برای چنان راهی که پیش او آمد.
# - 149
یکی گفت: فلان کس جان می کند.
# - 150
گفت: چنین مگوی که او هفتاد سال بود تا جان می کند اکنون از جان کند ن بازخواهد رست تا به کجا خواهد رسید.
انتخابشده - 151
و گفت: نجات یافتند سبکباران، هلاک شدند گرانباران.
# - 152
و گفت: بیامرزاد خدای عزوجل قومی را که دنیا ایشان را ودیعت بود، ودیعت را بازدادند و سبکبار برفتند.
# - 153
و گفت: به نزدیک من زیرک و دانا آن است که خراب کند دنیا را، و بدان خرابی دنیا آخرت را بنیاد کند، و خراب نکند آخرت را، بدان خرابی آخرت و دنیا را بنیاد نهد.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 150 از «ذکر حسن بصری رحمه الله علیه» است.