کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 169

حسن پیش او رفت و گفت: چرا به نماز جماعت نیایی و اختلاط نکنی.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 166

    و گفتند: خشوع چیست؟

    #
  2. 167

    گفت: بیمی که در دل ایستاده بود و دل آن را ملازم گرفته.

    #
  3. 168

    گفتند: مردی بیست سال است تا به نماز جماعت نیامده است، و با کسی اختلاط نکرده، و در گوشه ای نشسته است.

    #
  4. 169

    حسن پیش او رفت و گفت: چرا به نماز جماعت نیایی و اختلاط نکنی.

    انتخاب‌شده
  5. 170

    گفت: مرا معذور دارد که مشغولم.

    #
  6. 171

    گفت: به چه مشغولی؟ گفت: هیچ نفس از من برنمی آید که نه نعمتی از حق به من رسد و نه معصیتی از من بدو.و به شکر آن نعمت و به عذر آن معصیت مشغولم.

    #
  7. 172

    حسن گفت: همچنین باش که تو بهترا زمنی.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 169 از «ذکر حسن بصری رحمه الله علیه» است.