نثر · شماره 10
گفت: خواهم که بگویم از زهد، نه که بر خویشتن ثنا گفته باشم، یا از درویشی نه که از حق تعالی گله کرده باشم.
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 7
و یک روز در بر قتیبه بن مسلم شد، با جامه صوف. گفت: صوف چرا پوشیده ای؟
# - 8
خاموش بود.
# - 9
گفت: چرا جوابندهی؟
# - 10
گفت: خواهم که بگویم از زهد، نه که بر خویشتن ثنا گفته باشم، یا از درویشی نه که از حق تعالی گله کرده باشم.
انتخابشده - 11
یک روز پسر را دید که می خرامید. وی را آواز داد و گفت: هیچ دانی که تو کیستی؟ مادرت را به دویست دینار خریده ام، و پدرت چنانست که در میان مسلمانان از او کمتر کس نیست. این خرامیدن تواز کجاست؟
# - 12
و کسی از وی پرسید: چگونه ای؟
# - 13
گفت: چگونه باشد کسی که عمرش می کاهد و گناهش می افزاید؟
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 10 از «ذکر محمدبن واسع رحمه الله علیه» است.