نثر · شماره 39
در صومعه رفتند. هرچند طلب کردند حسن را نیافتند. چنان که حسن گفت: هفت بار دست بر من نهادند و مرا ندیدند.
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 36
گفت: دیدم.
# - 37
گفتند: کجا شد؟
# - 38
گفت: در این صومعه.
# - 39
در صومعه رفتند. هرچند طلب کردند حسن را نیافتند. چنان که حسن گفت: هفت بار دست بر من نهادند و مرا ندیدند.
انتخابشده - 40
حسن از صومعه بیرون آمد و گفت: ای حبیب! حق استاد نگاه نداشتی و مرا نشان دادی.
# - 41
حبیب گفت: ای استاد! به سبب راست گفتن من خلاص یافتی که اگر دروغ گفتمی، هردو گرفتار شدیمی.
# - 42
حسن گفت: چه خواندی که مرا ندیدند.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 39 از «ذکر حبیب عجمی رحمه الله علیه» است.