کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 44

نقل است که حسن به جایی خواست رفت. بر لب دجله آمد وبا خود چیزی می اندیشید که حبیب در رسید. گفت: یا امام! به چه

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 41

    حبیب گفت: ای استاد! به سبب راست گفتن من خلاص یافتی که اگر دروغ گفتمی، هردو گرفتار شدیمی.

    #
  2. 42

    حسن گفت: چه خواندی که مرا ندیدند.

    #
  3. 43

    گفت ده بار آیت الکرسی برخواندم و ده بار آمن الرسول و ده بار قل هو الله احد و باز گفتم الهی! حسن را به تو سپردم. نگاهش دار.

    #
  4. 44

    نقل است که حسن به جایی خواست رفت. بر لب دجله آمد وبا خود چیزی می اندیشید که حبیب در رسید. گفت: یا امام! به چه

    انتخاب‌شده
  5. 45

    ایستاده ای؟

    #
  6. 46

    گفت: به جایی خواهم رفت. کشتی دیر می آید.

    #
  7. 47

    حبیب گفت: یا استاد! تو را چه بود. من علم از تو آموختم. حسد مردمان از دل بیرون کن و دنیا را بر دل سرد کن و بلا را غنیمت دان و کارهای از خدای بین، آنگاه پای بر آب نه و برو.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 44 از «ذکر حبیب عجمی رحمه الله علیه» است.