نثر · شماره 63
نقل است که هرگاه که در پیش او قرآن خواندندی سخت بگریستی و به زاری. بدو گفتند: تو عجمی و قرآن عربی. نمی دانی که چه می گوید. این گریه از چیست؟
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 60
نقل است که در گوشه ای خالی نشستی گفتی: هرگزش چشم روشن مباد که جز تو بیند؛ و هرکه تو را به تو انس نیست به هیچ کس انسش مباد.
# - 61
و در گوشه ای نشستی و دست از تجارت بداشتی. گفتی: پایندان ثقه است. یکی پرسید که: رضا در چیست؟
# - 62
گفت: در دلی که غبار نفاق درو نبود.
# - 63
نقل است که هرگاه که در پیش او قرآن خواندندی سخت بگریستی و به زاری. بدو گفتند: تو عجمی و قرآن عربی. نمی دانی که چه می گوید. این گریه از چیست؟
انتخابشده - 64
گفت: زبانم عجمی است اما دلم عربی است.
# - 65
درویشی گفت: حبیب را دیدم در مرتبه ای عظیم. گفتم: آخر او عجمی است این همه مرتبه چیست؟
# - 66
آوازی شنیدم که اگر چه عجمی است اما حبیب است.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 63 از «ذکر حبیب عجمی رحمه الله علیه» است.