نثر · شماره 65
درویشی گفت: حبیب را دیدم در مرتبه ای عظیم. گفتم: آخر او عجمی است این همه مرتبه چیست؟
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 62
گفت: در دلی که غبار نفاق درو نبود.
# - 63
نقل است که هرگاه که در پیش او قرآن خواندندی سخت بگریستی و به زاری. بدو گفتند: تو عجمی و قرآن عربی. نمی دانی که چه می گوید. این گریه از چیست؟
# - 64
گفت: زبانم عجمی است اما دلم عربی است.
# - 65
درویشی گفت: حبیب را دیدم در مرتبه ای عظیم. گفتم: آخر او عجمی است این همه مرتبه چیست؟
انتخابشده - 66
آوازی شنیدم که اگر چه عجمی است اما حبیب است.
# - 67
نقل است که خونی یی را بردار کردند، هم در آن شب او را به خواب دیدند، در مرغزار بهشت طواف می کرد با حله سبز پوشیده. گفتند: یا فلان! تو مرد قتال این از کجا یافتی؟
# - 68
گفت: در آن ساعت که مرا بردار کردند، حبیب عجمی برگذشت. به گوشه ای چشم به من بازنگرست. این همه از برکات آن نظر است، رحمه الله علیه.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 65 از «ذکر حبیب عجمی رحمه الله علیه» است.