نثر · شماره 14
گفت: تو را زمان دهم.
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 11
گفت: مال من رضای خدای تعالی است و بی نیازی است از خلق و لامحاله هر که به حق راضی بود از خلق مستغنی بود.
# - 12
و فراغت او از خلق تا حدی بود که به قصابی بگذشت که گوشت فربه داشت. گفت: از این گوشت بستان.
# - 13
گفت: سیم ندارم.
# - 14
گفت: تو را زمان دهم.
انتخابشده - 15
گفت: من خویشتن را زمان دهم نکوتر از آن که تو مرا زمان دهی، و من خود آراسته گردانم.
# - 16
قصاب گفت: لاجرم استخوانهای پهلوت پدید آمده است.
# - 17
گفت: کرمان گور را این بس بود؟
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 14 از «ذکر ابوحازم مکی رحمه الله علیه» است.