کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 10

گفت: یکی را دانم که این ساعت درآید.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 7

    نقل است که عتبه را دیدند جایی ایستاده و عرق از وی می ریخت. گفتند: حال چیست؟

    #
  2. 8

    گفت: در ابتدا جماعتی به مهمان آمدند. ایشان از این دیوار همسایه پاره ای کلوخ بازم کردم تا دست بشویند. هر وقت که آنجا رسم از آن خجالت و ندامت چندین عرق از من بچکد، اگر چه بحلی خواسته ام.

    #
  3. 9

    عبدالواحد بن زید را گفتند: هیچ کس را دانی که وی از خلق مشغول شد به حال خویش؟

    #
  4. 10

    گفت: یکی را دانم که این ساعت درآید.

    انتخاب‌شده
  5. 11

    عتبه الغلام درآمد. گفت: در راه کرا دیدی؟

    #
  6. 12

    گفت: هیچ کس را.

    #
  7. 13

    و راه گذر وی بر بازار بود.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 10 از «ذکر عتبه بن الغلام رحمه الله علیه» است.