نثر · شماره 13
و راه گذر وی بر بازار بود.
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 10
گفت: یکی را دانم که این ساعت درآید.
# - 11
عتبه الغلام درآمد. گفت: در راه کرا دیدی؟
# - 12
گفت: هیچ کس را.
# - 13
و راه گذر وی بر بازار بود.
انتخابشده - 14
نقل است که هرگز عتبه هیچ طعام و شراب خوش نخوردی. مادر وی گفت: با خویشتن رفق کن.
# - 15
گفت: رفق وی طلب می کنم که اندک روزی چند رنج کشد و جاوید در راحت و رفق می باشد.
# - 16
نقل است که شبی تا روز نخفت و می گفت: اگرم عذاب کنی من تو را دوست دارم، و اگرم عفو کنی من تو را دوست دارم.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 13 از «ذکر عتبه بن الغلام رحمه الله علیه» است.