کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 63

حسن گفت: او را چون دانی؟

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 60

    گفت: عقد نکاح بر وجودی فروآید. اینجا وجود برخاسته است که نیست خود گشته ام. و هست شده بدو، و همه از آن او ام. و در سایه حکم اوام، خطبه از او باید خواست نه از من.

    #
  2. 61

    گفت: ای رابعه! این بچه یافتی؟

    #
  3. 62

    گفت: به آنکه همه یافتها گم کردم درو.

    #
  4. 63

    حسن گفت: او را چون دانی؟

    انتخاب‌شده
  5. 64

    گفت: یا حسن! چون تو دانی، ما بیچون دانیم.

    #
  6. 65

    نقل است که یک روز حسن به صومعه او رفت و گفت: از آن علمها که نه به تعلیم بوده باشد و نه نشنوده بلکه بیواسطه خلق به دل فرود آمد ه بود مرا حرفی بگوی.

    #
  7. 66

    گفت: کلافه ای ریسمان رشته بودم تا بفروشم و از آن قوتی سازم. بفروختم و دو درست سیم بستدم. یکی در این دست گرفتم و یکی در آن دست. ترسیدم که اگر هردو در یک دست گیرم جفت گردد و مرااز راه برد. فتوحم امروز این بود.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 63 از «ذکر رابعه عدویه رحمه الله علیها» است.