نثر · شماره 95
گفت: اگر ندیدمی نپرستیدمی.
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 92
گفتند: محبت چیست؟
# - 93
گفت: محبت از ازل درآمده است و برابد گذشته و در هژده هزار عالم کسی را نیافته که یک شربت از او درکشد تا آخر واحق شد و ازو این عبارت در وجود آمد که یحبهم و یحبونه.
# - 94
گفتند: تو او را که می پرستی می بینی؟
# - 95
گفت: اگر ندیدمی نپرستیدمی.
انتخابشده - 96
نقل است که رابعه دایم گریان بودی. گفتند: این چندین چرا می گریی؟ گفت: از قطعیت می ترسم که با او خو کرده ام. نباید که به وقت مرگ ندا آید که ما را نمی شایی.
# - 97
گفتند: بنده راضی کی بود؟
# - 98
گفت: آنگاه که از محنت شاد شود. چنانکه از نعمت.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 95 از «ذکر رابعه عدویه رحمه الله علیها» است.