نثر · شماره 100
گفت: چگونه توبه کند. مگر خدایش توبه دهد و درگذرد، و سخن اوست که با بنی آدم از دیده به حق منزل نیست. از زبانها بدو راه نیست، و سمع شاهراه زحمت گویندگان است، ودست و پای ساکنان حیرت اند. کار با دل افتاده بکوشید تا دل را بیدار دارید. که چون دل بیدار شد او را به یار حاجت نیست. یعنی دل بیدار آن است که گم شده است در حق و هر که گم شد یا رچه کند. الفناء فی الله آنجا بود.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 97
گفتند: بنده راضی کی بود؟
# - 98
گفت: آنگاه که از محنت شاد شود. چنانکه از نعمت.
# - 99
گفتند: کسی که گناه بسیار دارد اگر توبه کند درگذرد.
# - 100
گفت: چگونه توبه کند. مگر خدایش توبه دهد و درگذرد، و سخن اوست که با بنی آدم از دیده به حق منزل نیست. از زبانها بدو راه نیست، و سمع شاهراه زحمت گویندگان است، ودست و پای ساکنان حیرت اند. کار با دل افتاده بکوشید تا دل را بیدار دارید. که چون دل بیدار شد او را به یار حاجت نیست. یعنی دل بیدار آن است که گم شده است در حق و هر که گم شد یا رچه کند. الفناء فی الله آنجا بود.
انتخابشده - 101
و گفت: استغفار به زبا ن، کار دروغ زنان است.
# - 102
و گفت: اگر ما به خود توبه کنیم به توبه دیگر محتاج باشیم.
# - 103
و گفت: اگر صبر مردی بودی، کریم بودی.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 100 از «ذکر رابعه عدویه رحمه الله علیها» است.