نثر · شماره 109
یک روز رابعه را دید که می گفت: وا اندوها!
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 106
صالح مری بسی گفتی که هر که دری می زند زود باز شود.
# - 107
رابعه یکبار حاضر بود. و گفت: با که گویی که این در بسته است وباز خواهند گشاد. هرگز کی بسته بود تا باز گشایند.
# - 108
صالح گفت: عجبا! مردی جاهل و زنی ضعیف دانا.
# - 109
یک روز رابعه را دید که می گفت: وا اندوها!
انتخابشده - 110
گفت: چنین گوی که وای از بی اندوهیا، که اگر اندوهگین بودی زهرت نبودی که نفس زدی.
# - 111
نقل است که وقتی یکی را دید که عصابه ای بر سر بسته بود.
# - 112
گفت: چرا عصابه بسته ای؟
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 109 از «ذکر رابعه عدویه رحمه الله علیها» است.