کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 122

وقتی در فصل بهار در خانه شد وسر فرو برد. خادمه گفت: یا سیده! بیرون آی تا صنع بینی.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 119

    نقل است که چهار درم سیم به یکی داد که مرا گلیمی بخر که برهنه ام. آن مرد برفت و باز گردید. گفت: یا سیده! چه رنگ بخرم؟

    #
  2. 120

    رابعه گفت: چون رنگ در میان آمد به من ده.

    #
  3. 121

    آن سیم بستد و در دجله انداخت. یعنی که هنوز گلیم ناپوشیده تفرقه پدید آمد.

    #
  4. 122

    وقتی در فصل بهار در خانه شد وسر فرو برد. خادمه گفت: یا سیده! بیرون آی تا صنع بینی.

    انتخاب‌شده
  5. 123

    رابعه گفت: تو باری درآی تا صانع بینی. شغلتنی مشاهده الصانع عن مطالعه المصنوع.

    #
  6. 124

    نقل است که جمعی بر او رفتند. او را دیدند که اندکی گوشت به دندان پاره می کرد. گفتند: کارد نداری تا گوشت پاره می کنی؟

    #
  7. 125

    گفت: من از بیم قطعیت هرگز کارد چه در خانه نداشتم و ندارم.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 122 از «ذکر رابعه عدویه رحمه الله علیها» است.